تبليغاتX
وب‌گل - افـتـخـار مـی‌کـنـم کـه شـکـسـت خـورده ام؛ مهدی ِ یزدانی ِ خرم
همراهان ِ گرامی ِ وب‌گل!
اَبــَرسامانه‌یِ اینترنتی ِ گوگل به تازه‌گی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفته‌گی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وب‌گل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو باره‌یِ عکس‌ها در دامنه‌یِ تازه و بازسازی ِ چهره‌یِ وب‌لاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ای‌میل‌هاتان، به‌دنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388، 1:0
افـتـخـار مـی‌کـنـم کـه شـکـسـت خـورده ام؛ مهدی ِ یزدانی ِ خرم

:: وب‌گل| اعتراف می‌کنم که شکست خورده ام؛ یادداشتي از مهدی ِ یزدانی خرم برایِ اعتراف ِ محمد عطریان‌فر، متولد ِ 28 مرداد ِ 1332 / اعتماد ملی

» اشاره| مهدی ِ یزدانی ِ خرم در صفحه‌یِ آخر  ِ شماره‌یِ 984 ِ روزنامه‌یِ توقیف‌شده‌یِ اعتماد ِ ملی یادداشتي نوشت برایِ اعترافات ِ محمد ِ عطریان‌فر __عضو  ِ ارشد ِ حزب ِ کارگزاران ِ سازندگی و مؤسّس ِ روزنامه‌هایِ همشهری، شرق، کارگزارن، هم‌میهن، شهروند ِ امروز__ با عِنوان ِ «افتخار می‌کنم که شکست خورده ام». بازنشر  ِ آن بی‌مناسبت با این سال‌روز و روزها نی‌ست؛ به ویژه پس از تعطیلی ِ وب‌گاه ِ روزنامه‌یِ اعتماد ِ ملی «روزنا». یزدانی ِ خرم، دبیر  ِ بخش ِ فرهنگ و ادب ِ اعتماد ِ ملی، یکي-دو روز پس از انتشار  ِ این یادداشت 12ساعت بازداشت شد.

ارغوان، پنجه‌یِ خونین ِ زمین!
دامن ِ صبح ِ بگیر
وز سواران ِ خرامنده‌یِ خورشید بپرس،
کِی بر این درّه‌ی غم می‌گذرند...
:: هوشنگ ِ ابتهاج (هـ. الف. سایه)

حال ِمان خوش نی‌ست انگار؛ تله‌ویزیون سنگ ِ تمام گذاشت برایِ گفته‌هایي به نام  ِ «اعتراف» که، هر آن که سري و عقلي دارد می‌داند، خالی ست و غیر  ِ قانونی. و تصویر عطریان‌فر  ِ شریف و ابطحی ِ دوست‌داشتنی‌اي که، من در قاب ِ شیشه‌ای ِ تله‌ویزیون ِ خانه‌ام (که این روزها به مصداق ِ خانه‌یِ لرزان ِ عنکبوت تبدیل شده) دیده ام، برآیند ِ یک روند ِ ساختگی بود. مانند یک رزمی‌کار که، با تمام  ِ قدرت مشتي را به دیافراگم  ِ حریف وارد می‌کند امّا، قدرت ِ درونی ِ حریف‌اش همان نیرو را به خود باز ‌می‌گرداند و، اوست که زمین می‌خورد؛ حمله می‌کند امّا زمین می‌خورد.
      من تحلیل‌گر  ِ سیاسی نی‌ستم _ از احساس‌ام می‌گویم و لحظه‌اي که محمد ِ عطریان‌فر دست‌اش را بالا برد، جوري که از قاب ِ کوچک ِ دوربین ِ تصویربردار  ِ رسانه‌یِ ملّی بیرون زد و گفت: «افتخار می‌کنم که شکست خورده‌ام»! این همان لحظه‌اي بود که حریف ضربه خورد، عقب نشست و طنین  ِ واژه‌یِ «شکست» ِ عطریان‌فر  __که سال‌ها ست می‌شناسم‌اش و از شرافت‌اش هم کم ندیده ام__  همان رخ‌دادي بود که بالآخره شکل گرفت.
      آن اعتراف ِ بزرگ ِ کلاسیک یاد-ام می‌آید که دی‌روز، دوستي به نقل از آستوریاس مثال زد: اعتراف ِ گالیله مقابل دادگاهي که می‌خواست او قبول کند، برعکس ِ گفته‌یِ او، زمین گرد نی‌ست و اصلاً مرکز  ِ جهان است. گالیله تأیید کرد که زمین، همان‌طور که عالی‌جنابان می‌گویند، گرد نی‌ست و اصلاً او یاوه گفته است! امّا، زمین گرد بود و هست و خواهد بود و... اعتراف ِ گالیله، در دادگاه ِ نمایشی، از گردی ِ زمین نَکاست. همان‌طور که در مقیاس امروز  ِمان، شکستي که عطریان‌فر از آن دم زد چیزي از پیروزی و همبستگی ِ مردم و تلاش ِشان برایِ احقاق ِ حقوق ِشان کم نکرد.
      من تحلیل‌گر  ِ سیاسی نی‌ستم امّا، در استدلال‌هایي که علیه ِ  اصلاحات و مردمان ِ معترض __که خس-و-خاشاک خوانده شدند__ در بولتن‌هایِ خبری ِ مفرّح همچون فارس و برنامه‌یِ تصویری ِ اعصاب و روان ِ 20:30 و سرآمد ِشان روزنامه‌یِ مکرّمه‌یِ کیهان خوانده ام، فقط و فقط آن بیت ِ مولانا به یاد-ام آمد، «پای ِ استدلالیان چوبین بوَد / پایِ چوبین سخت بی‌تمکین بوَد»...
      حضرات کار را به جایي رسانده اند که هر تنابنده‌اي بر خود می‌پیچد. حال، این پیچیدن یا از سر  ِ استیصال ِ اصولگرایانه است یا ضربات ِ مهرورزانه: دادگاه، یا آن دکور  ِ قهوه‌ای-رنگي که تلاش کرده بودند شبیه ِ «دادگاه» باشد، با حقیقت ماجرا نمی‌خواند. ابطحی با صورتي پریشان و عطریان‌فر  ِ نازنین با صدایي و نگاهي دو پهلو از ماجرا می‌گفتند. "کیهان" ِ عزیز  ِمان که شبانه-روز عرق می‌ریزد و مدام دنبال ِ کودتا می‌گردد نیز نتوانست چیزي بیابد امّا، انبوهی از مخاطبان ِ رسانه‌یِ بی‌اعتبار شده‌یِ ملی(!) دیدند که مخالف‌خوانی و صدایِ دیگر بودن چه بر سر ِتان می‌آورد.

من عصبانی هستم، به عنوان یک شهروند، از این که به شعور-ام توهین شده. این که تلاش می‌کنند با «شیوه‌هایِ نخ‌نما شده» ما را به «سال‌هایِ دور» بازگردانند عصبانی‌ام می‌کند. من از این که، یکي از بهترین مدیران ِ مطبوعاتی ِ ایران، محمد ِ عطریان‌فر، لاغر شده، تکیده، امّا با سري بالا از رویِ کاغذ چیزی می‌خواند خنده‌ام می‌گیرد؛ لطفاً ما را نخندانید!
      همصدا با عطریان‌فر، که دست‌اش از قاب ِ کوچک ِ تله‌ویزیون بالاتر رفت، می‌گویم: شکست خوردیم! و حالا قصّه‌یِ دیگري آغاز شده که اصولاً، معنایِ شکست را تعویض کرده است، به کدامین گناه؟ سؤال ِ من این است، به کدامین قانون‌گریزی این‌طور با فرزندان ِ شریف این خاک چنین برخورد می‌شود، و انواع ِ "مشایی"ها، "کردان"ها و "علی‌آبادی"ها و... اقمار  ِشان، مصداق پیروزی و دموکراسی هستند؟ که، اگر «پیروز» ایشان هستند، ما می‌خواهیم همان «شکست‌خوردگان» باشیم! که، اگر تصویر این است، آری پیروزی از آن ِ شما و شکست از آن ما. بسیاري از همین شکست‌خوردگان ِ زخم‌خورده، داغ-و-درفش هستند و فریادرسی هم نی‌ست. امّا تاریخ راه ِ خود می‌رود و تن‌ها کبود می‌شوند و اعتراف‌ها پخش می‌شود...، زخم ترمیم می‌شود و ذهن و حافظه باقی می‌ماند؛ مثل ِ سنگ.

 

محمد ِ عطریان‌فر متولّد ِ ظهر  ِ روز  ِ 28 ِ مرداد ِ 1332 است و، همیشه می‌گفت «من با سیاست زاده شده ام»! و حالا که تصویر-اش را در قاب ِ کوچک ِ تصویربردار  ِ رسانه‌یِ بی‌اعتبار  ِ ملّی می‌بینم، به سال ِ 32 فکر می‌کنم... من از اصولگرایان ممنون ام که حافظه‌یِ ما را، که مدّت‌ها تضعیف شده بود، دوباره تقویّت کردند.
      هرچند حال ِمان خوب نی‌ست امّا، زخم‌ها ترمیم می‌شوند و هرچه زندان بیشتر شود و اعتراف پرمایه‌تر، دست‌ها از قاب ِ کوچک ِ تصویربردار  ِ دادگاه بالا و بالاتر خواهند رفت. به قول ِ "سایه" (هوشنگ ِ ابتهاج ِ نازنین)، [...] احساس‌ام را می‌گنجانم در واپسین تکّه‌یِ شعر  ِ بلند ِ «ارغوان» که (ابتهاج) در حبس سرود و... مطمئن باشید آسمان ِ تهران از آن ما ست، آسمان ِ ایران، آسمان.

ارغوان، بیرق ِ گل‌گون ِ بهار!
تو برافراشته باش
شعر  ِ خون‌بار  ِ من ای
یاد ِ رنگین ِ رفیقان‌ام را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه‌یِ ناخوانده‌یِ من
ارغوان! شاخه‌یِ هم‌خون ِ  جدامانده‌یِ من...

 

:: مهدی ِ یزدانی ِ خرم، دوشنبه 12 ِ مرداد ِ 1388.
:: روزنامه‌یِ اعتماد ِ ملی، شماره‌ی ِ 984، صفحه‌ی ِ آخر (PDF).
:: ویرایش ِ زبانی و خطّی از «وب‌گل».

این حکایت: «» | حکایتگر: وب‌گل | برگه‌ی ِ 163
نِمایه‌یِ چند نوشتار ِ پیشین...
[مدیر  ِ مسؤول ِ روزنامه‌یِ فرهنگ ِ آشتی!] 168 :: مدیر ِ مسؤول ِ روزنامه‌یِ فرهنگ ِ آشتی!
[بــه جــای ِ تــشــکـّـر!] 169 :: بــه جــای ِ تــشــکـّـر!
[در سوگ ِ مشکاتیان؛ دمي خورده بودیم و گفتند، بس!] 167 :: در سوگ ِ مشکاتیان؛ دمي خورده بودیم و گفتند، بس!
[در سوگ ِ مشکاتیان؛ راستی را بوسه‌یِ تو بوسه‌یِ بدورد بود؟] 166 :: در سوگ ِ مشکاتیان؛ راستی را بوسه‌یِ تو بوسه‌یِ بدورد بود؟
[استاد محمدرضا شفیعی ِ کدکنی ایران را ترک کرد] 165 :: استاد محمدرضا شفیعی ِ کدکنی ایران را ترک کرد
[به بهانه‌یِ زادروز  ِ حسین ِ علیزاده؛ در وصف ِ تار  ِ نیمایِ موسیقی - نانا] 164 :: به بهانه‌یِ زادروز ِ حسین ِ علیزاده؛ در وصف ِ تار ِ نیمایِ موسیقی - نانا
[افـتـخـار مـی‌کـنـم کـه شـکـسـت خـورده ام؛ مهدی ِ یزدانی ِ خرم] 163 :: افـتـخـار مـی‌کـنـم کـه شـکـسـت خـورده ام؛ مهدی ِ یزدانی ِ خرم
[توقیف ِ یک روزنامه یا توهین به اصحاب ِ رسانه؟] 161 :: توقیف ِ یک روزنامه یا توهین به اصحاب ِ رسانه؟
[آن کـودتـای ِ سـخـت، این انـقـلـاب ِ نـرم؛ نیم قرن نعمت!] 162 :: آن کـودتـای ِ سـخـت، این انـقـلـاب ِ نـرم؛ نیم قرن نعمت!
[مهدی ِ یزدانی ِ خرّم، منتقد ِ ادبی و روزنامه‌نگار، آزاد شد] 160 :: مهدی ِ یزدانی ِ خرّم، منتقد ِ ادبی و روزنامه‌نگار، آزاد شد
[مهدی ِ یزدانی ِ خرّم، منتقد ِ ادبی و روزنامه‌نگار، بازداشت شد] 159 :: مهدی ِ یزدانی ِ خرّم، منتقد ِ ادبی و روزنامه‌نگار، بازداشت شد
[صدای ِ عدالت توقیف شد، اعتماد ِ ملّی در آستانه!] 158 :: صدای ِ عدالت توقیف شد، اعتماد ِ ملّی در آستانه!
[شرح ِ شکایت ِ شجریان از شریعتمداری و زورنامه‌اش] 157 :: شرح ِ شکایت ِ شجریان از شریعتمداری و زورنامه‌اش
[مراسم  ِ نهمین سالگرد ِ شاملو در آرامش ِ نظامی برگزار شد!] 156 :: مراسم ِ نهمین سالگرد ِ شاملو در آرامش ِ نظامی برگزار شد!
[مراسم  ِ نهمین سالگرد ِ شاملو جمعه (دوم مرداد) برگزار می‌شود] 155 :: مراسم ِ نهمین سالگرد ِ شاملو جمعه (دوم مرداد) برگزار می‌شود
[شکایت ِ شجریان از صدا و سیمای ِ ضرغامی قضایی شد] 154 :: شکایت ِ شجریان از صدا و سیمای ِ ضرغامی قضایی شد