اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
ازین چراغ تواَم چشم ِ روشنایی نیست!
بهبهانهی جشنوارههای موسیقایی و گلآقایی؛
از باد و چراغ تا چکّش انتقاد!
بازتاب ساز-و-کارهای فرهنگی-هنری نهادهای زبانبسته _و خصوصی_ میان مطبوعات چپمدار ِ زباندراز و شکلاتی، بسی پررنگتر از نشریّات زردنبو و حتّا رنگ-و-رو رفتههای راستپندار و خزعبلاتییِ دولتیست! از آنجا که هیچ اصولگرایی در «جشنوارهی فیلم گلآقا» مهر نمیورزد تا چنانچه وزیران و (بهقول شجریان) صاحبمنصبان رخ از «جشن خانهی موسیقی» میپوشانند _که رنگِ شرمگین آهنگ هم از فرهنگ برهنگیی[1] ایشان منگست_ چشمبسته برآید تأیید این نکتهی سرد روزگار سُقمیدهی[2] ما؛ آنانکه (از نگاهِ شاملو) بهکشتن چراغ آمدهاند را قرنهاست میگوییم:
هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد...
هم رونق ِ زمانِ شما نیز بگذرد...!
بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت_
هم، بر چراغدانِ شما نیز بگذرد...!
[مَفعولُ فاعِلاتُ مَفاعیلُ فاعِلات/فاعِلُن]
» سیف فرغانی (قرن 7).
قصیدهی نغز سیفِ بیمغز _زانجهت که چون ما اَراجیفنگارست_ را هم در کتابِ درسی دیدهییم و گذشتهییم، بیآنکه آبی از کوزه بریزد یا بالعکس؛ پس:
زی نیک نظر کرد پَر ِ خویش در آن دید؛
گفتا ز که نالیم؟! که از ماست که بر ماست!
[مَفعولُ مَفاعیلُ مَفاعیلُ مَفاعیل/فَعولُن]
» ناصرخسرو قبادیانی (قرن 5).
» قلب تپندهی ادبيّات فارسی در نظام آموزشی ایران...!
درین وادی، صدای 2هنرمند نامی نیز درآمد که یکی به میخ و آنیکی بر نعل، چکّش نقد میکوبد؛
1. سخنان «داریوش پیرنیاکان (نوازندهی تار و آهنگساز)» در اعتراض به وزیر فرهنگوارشاد اسلامی ناله از نیاوردن تشریف این وزیر شریف بود:
«در این گردهمایی [نهمین جشن خانهی موسیقی] میبایست وزیر فرهنگوارشاد و معاون ایشان دعوت ما را لبّیک میگفتند. موسیقی در این كشور یکیاز هنرهای اصیل و والاست که کماحترامی به آن کماحترامی به هنرمندانِ برجستهی این آبوخاک است».
2. بهانهی «کمال تبریزی (کارگردان لیلی با منست / مارمولک)» برای پیچیدن به پَر و پای ممیّزیریزها و محدودسازها از حظورش در جمع گلآقاییانِ طنناز آواز داد:
«سینمای ایران در دو-سهسال اخیر افول کردهاست؛ یکیاز علّتهای مهم آن اینست که متأسّفانه محدودیّتِ بسیار، بسیار زیاد شدهاست [یا محدودیّت، بسیار-بسیار زیاد شدهاست!]... در عرصهی سینما در سالهای گذشته، اینطور نبوده و هیچ دورهای اینقدر تنگ و سخت نبودهاست. امیدوارم در دورهی بعدی[؟؟؟]، فضای سینما بازتر شود تا ما بتوانیم لبخند بیشتری روی لبهای شما بیآوریم»
کُنش ایندست اعتراضها را بارها شنیدهییم و واکنشاش را... باری، مُرشد-وزیر مقیّد ارشاد، ترویج موسیقی را کسر شأنِ فرهنگ اسلامی و ایرانی میداند ولیکن برای حفظ شئون استاد آواز ایران (محمدرضا شجریان)، درصدد عدم صدور مجوّز کنسرت برای تالار بیبرقوبار بزرگ کشور برمیآید!
دوش... از مسجد، سویِ مِیخانه، آمد پیر ِ ما!!!
چست یارانِ طریقت، بعد ازین، تدبیر ما؟؟؟
ما _مریدان_ رویْ سویِ قبله چوونآریم؟ چُون،
رویْ سویِ خانهی خَـمّـار دارد پیر ما!!!
[فاعِلاتُن فاعِلاتُن فاعِلاتُن فاعِلات/فاعِلُن]
» رند صوفیستیز شیراز!
با انبوهی از چگامهی رندانه و گفتههای منتقدانه... گویی مجالی برای سخنوری ما نمانده! اصلن:
چهجایِ من؟ که درین روزگار بیفریاد،
ز دستِ جور تو ناهید بر فلک نالید...
ازین چراغ تواَم چشم ِ روشنایی نیست!
که کس ز آتش ِ بیداد، غیر ِ دود ندید...
گذشت عمر و به دل عشوه میخریم هنوز:
که هست در پیِ شام ِ سیاه، صبح سپید...!
کهراست سایه درین فتنهها امیدِ امان؟
شد آنزمان که دلی بود در امانِ امید...؟
[مَفاعِلُن فَعِلاتُن مَفاعِلُن فَعِلات/فَعِلُن]
» ه. ا. سایه؛ بهار سوگوار، تهران، فروردین 1354، کتاب: یادگار خون سرو.
» در پاسخ به غزل حافظ و هم ستایش آن:
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید!
وظیفه گر برسد، مصرفش گـُـلست و نبید.
که «سایه» انتهای غزلش افزاید:
صفایِ آینهی خواجه بین؛ کزین دُم ِ سرد،
نشد مکدّر و بر آهِ عاشقان، بخشید!
» آلبوم: راز دل (کنسرت تیرماه 1358)؛ آواز دشتی محمّدرضا شجریان با گروه پایور.
..:. پینوشت:
1. الغرض «فرهنگ برهنگی، برهنگی فرهنگ» مقالهی وزین [!] دکتر [؟] غلامعلی حدّادعادل بُود که در کتابهای درسی راهنمایی یا دبیرستان _بهتألیف خود ایشان_ نیز عجین شدهاست.
تازه-آورده هم از والاکشیدن شعلهی شوخ دکتر حدادعادل حکایت دارد؛ بهحُکم «رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی (دکتر محمود احمدینژاد)»: دکتر غلامعی حداد عادل برای دکتر«حسن حبیبی» (رییس "سابق" فرهنگستان زبانوادب پارسی و معاوناوّل "اسبق" محمّد خاتمی) آرزوی سلامتی دارد تا 4سال بر جای او نشیند!
2. سقم: [سَ / سُ / سَ قَ | عربی، مصدر] بیماری، بیمارشدن.



