اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
پایور، شهناز، استوار، كسایی تجلیلشدند؛
هوشنگ كامكار جایزهگرفت!
مراسم نهمین جشن خانهی موسیقی با حضور هنرمندان و اهالی موسیقی، و همچنین اهدای تندیس به تقدیرشدهگانِ این جشن، شامگاه گذشته [سهشنبه، 30/مهرماه/1387]، در «تالار رودکی (وحدت)» برگزارشد. در این جشن از «فرامرز پایور، جلیل شهناز، حسن کسایی، هوشنگ استوار و هوشنگ کامکار» بهعنوان پیشکسوتان موسیقی تجلیلشد.
جشن خانهی موسیقی سهشنبهشب با حضور «محمدرضا شجریان، جلال ذوالفنون، همایون خرم، هوشنگ ظریف، پری زنگنه، بابک رضایی (مدیرعامل انجمن موسیقی)، سودابه سالم، داوود گنجهیی، محمد سریر و تنیچند از هنرمندان موسیقی در تالار وحدت برگزارشد. گروه «حرکات آیینی تربت جام» با سرنا و دهل بهاجرا پرداختند _که البته بعد از ترک صحنه، 2باره بهدعوت «ژاله صادقی» مجری این جشن، برای اجرای رقصچوب بهروی سن بازگشتند_ و پس از اجرای این گروه محلّی، «داریوش پیرنیاکان» دبیر نهمین جشن خانه موسیقی گفت:
«بهدنبال اعلام فراخوان، 44اثر به دبیرخانهی جشن ارسالشد که امروز خانه موسیقی ضمن سپاس از تمامی ناشرانِ موسیقی، بهاطلاع میرساند با توجّه به محدودیّت آثار رسیده و تعداد انگشتشمار برخی آثار، امکان بررسی همهجانبه نبوده و این خانه، ضمن ارجنهادن به هنرمندانی که آثارشان را در اختیار دبیرخانه قرار دادهاند، تندیس زرّین را به هنرمندانی اهدا میکند که علاوه بر شأن و حرمت، پیشکسوت بودنشان نیازی به هیچ توضیحی ندارد(!) جایگاه این اساتید، بینیاز از هر ارزیابیست، بر این اساس، تندیسهای امسال به بزرگان موسیقی اهدا خواهد شد».
«محمّدرضا شجریان» نیز برای معرّفی «بمساز» بهروی صحنه آمد و در این خصوص گفت:
«از سال 1340، سنتوری ساختم که صدایش بد هم نبود و از آنجا تصمیم به ساخت این ساز با صدای بهتری گرفتم که بهدنبال، آن تحقیقاتِ بسیاری را از همان زمان آغاز کردم.
در طول این مدّت، 10-15تا ساز ساختم که البته به هیچ نتیجهی مطلوبی هم نرسیدم. از حدود 25سال پیش برخی ماشینهای نجّاری در حدّ سازسازی خریدم و با ساخت اوّلین ساز، 22بار پلهایش را عوضکردم که با اینکار به ایننتیجه رسیدم که با پلها و کاسه میتوان صدای یکدستی در سنتور ایجادکرد.
«در همین حین به اینفکر افتادم که در ارکستر، سازهای بم ِ کمتری داریم؛ بر ایناساس، تحقیقات در اینزمینه را از سر گرفتم و از سال 1990 _در آمریکا و کانادا_ در سازسازیها بهدنبال سیم رفتم که به درد «سنتورباس» بخورد... تا اینکه امسال طرح بمساز را زدم و 20شماره سیم روی آن قرار دادم؛ درحالی که سنتورهای معمولی، تنها 2سیم زرد و سفید دارند(؟)
وی با اشاره به نتهای این ساز گفت:
«هنوز نتوانستم نتی که لازمهی این ساز باشد را در اختیار بگیرم، ولی امیدوارم این ساز بتواند جای خوبی دربین سازهای دیگر باز کند.
شجریان درادامه، به معرّفی ساز «صُراحی» پرداخت و گفت:
«15-16سالِ پیش تصمیم به ساخت یک ساز زهی-کششی گرفتم که با تحقیقات زیاد، شهریور امسال طرح صراحی را زدم؛ فکر کردم ما هم ساز «قیژک»[1] و هم «کمانچه» داریم، پس سازی بسازم که رنگش با این دو فرق کند، امّا فرهنگِ ساز ایرانی را داشتهباشد... طیّ تحقیقاتی که انجامدادم، به ایننتیجه رسیدم که برخلاف تصوّر همه _که فکر میکنند صدای ساز برای کاسه رزونانس است_ تفاوت صدا مربوط به پوستیست که روی آن کشیدهمیشود، درواقع پوست در صدادهی ساز بسیار تاثیرگذار است. بهنظر من اگر «ساز»مان خوشصداست، باید قَدر پوستِ آن را بدانیم.
«صراحی بعد از قیژک قرار میگیرد که البته تیرهتر از صدای قیژک است. در واقع این ساز بین ویلون و کمانچه قرار میگیرد.
«من میخواستم از صراحی خانوادهیی چون صراحیآلتو، سوپرانو و... داشتهباشم، بر ایناساس، اوّلین ساز را «آلتو» ساختم؛ امیدوارم تا سالِ آینده با ساخت بیشتری از این ساز، ارکستر زهی از صراحی را بسازم و تقدیم شما کنم. امیدوارم این خانواده، راهی بین مخاطبان پیدا کند و رَنگ خاصّی را به ارکسترهای ما بدهند».
بعد از صحبتهای شجریان، بهمنظور معرفی این دو ساز، صراحیآلتو توسّط «سینا جهانآبادی» و بمساز توسط «رامین صفایی» نواختهشد.
نهمین جشن خانهی موسیقی، بعد از آنتراکتی کوتاه، با تشکّر از انتشاراتی چون «هرمس، ماهور، سروش، آوای ترانه شرق، آوای باربد و انجمن موسیقی» در رهگذر هفتاقلیم ادامهیافت و سپس «داریوش طلایی (نوازندهی تار)» بههمراه «آرش فرهنگفر (نوازندهی تنبک)» برای اجرای دونوازی بهروی صحنه آمدند.
» ویراسته و آراسته و پارهبرداشتهی ویژهی وبگل
» پایور، شهناز، استوار، كسایی و كامكار تجلیل شدند
» روزنامهی کارگزاران؛ شمارهی 621، پنجشنبه، 2آبان 1387 | صفحهی آخر
..:. پینوشت:
1. سازی که امروز «قیژک [قِ ی ژَ ک /gheyjak/]» ناممیگیرد، پیشترک «قیچک / قچک / غیژک / غژک / غچک / غجک / غیژک /...» هم گفتهمیشد؛ گویا روزنامهنگاران خبری از ریشهی این واژه ندارند که آن را با قاف (ق) مینویسند! هرچند بهتازهگی آلبومی از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان اشاره به نوچگامهیی از استاد«محمّدرضا شفیعیکدکنی» دارد که «قیژک کولی» را با قاف نوشتهاند، امّا دستبهدامن دکتر«معین» و علّامه«دهخدا» که شدیم، ریشهی لغت را در مصدر کهن «غیژیدن» (بهمعنای صدای کشدار جیرجیرانهی کمانچه) دیدیم! حال آنکه عزم تحقیق کند، پیروزست؛ نه ما که بیسر-و-پا-رَوی کنیم و یککلّه گوشدهیم، بخوانیم، بنویسم، ببینیم...
در مکتبِ حقایق، پیش ادیبِ عشق،
هان ایپسر، بکوش! که روزی پدر شوی.
گر در سَـرَت هوایِ وصالست، حافظا،
باید که خاکِ درگهِ اهلِ هنر شوی...
[مَفعولُ فاعِلاتُ مَفاعیلُ فاعِلات]
» غزل که معلومنیست از کیست؟ رند شیراز=حافظ!



