اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
گزارشی از اقدام دولت محمود احمدینژاد در انتشار «خورشید»؛
روزنامهیی با پول کارگران!
» ایرج جمشیدی

وقتی «محمدحسین صفارهرندی»، وزیر ارشادِ دولتِ «محمود احمدینژاد»، از مجلس هفتم رأیِ اعتماد گرفت و بهفاصلهی چند روز، در جمع ِ خبرنگاران پارلمانی، بهتشریح برنامههای خود پرداخت، ممانعت از انتشار نشریههای رنگارنگ، پرهزینه، کمخاصیّت و بیتأثیر ِ اُرگانهای دولتی را یکیاز این برنامهها دانست! بهاعتقاد وزیر ارشاد دولت احمدینژاد، هیچ توجیه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای انتشار نشریاتی که خوانندهیی هم ندارند وجودندارد و فقط هَدَردادنِ بیتالمال محسوبمیشود...
اکنون بیشتر از 3سال از سخنانِ وزیر ارشاد میگذرد؛ اینکه در این 3سال، از حجم نشریاتِ دولتی کاستهشده یا خیر، معلوم نیست و هنوز وزیر هم گزارشی در اینزمینه ندادهاست! امّا با اینوجود، در سالِ پایانیی دولت نُهم، رسانههایی پا به عرصهی وجود گذاشتهاند که اگرچه میتواند با استقبال خانوادهی مطبوعات مواجه شود، و اساسن خانوادهی مطبوعات از اینکه رسانهیی دیگر به جمع آنها اضافهشود خوشحال خواهندشد، امّا وقتی به پایگاهِ مالی آن پیمیبریم...، برخی سوآلات پیشمیآید! در صورتیکه پاسخی مستدل و منطقی برای آن یافتنشود، متأسّفانه نمیتواند مایهی خوشحالی باشد! بهخصوص در شرایطِ حاضر که تورّم ِ سنگینی بر کشور حاکم است و بخش رسانهیی هم تأثیرات زیادی را از تورم پذیرفتهاست... درنتیجه، انتشار هر روزنامهیی، با هزینههای گزافی مواجهست که به این راحتیها نمیتوان چنین هزینههایی را تأمین کرد...!
روزنامهی «خورشید» که سیاستِ خود را بر حمایت از مواضع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی محمود احمدینژاد قرار دادهاست، به «سازمان تأمین اجتماعی» تعلّقدارد و آنگونه که مسؤولانِ این روزنامه خبردادهاند: بودجهی انتشار روزنامه از محلّ موجودیهای سازمان تأمین اجتماعی تأمین میشود؛ ناگفته، روشنست: پولی که تأمین اجتماعی صرف انتشار این روزنامه میکند، به کارگران تعلّق دارد! که بهصورت ماهانه بخشی از درآمد خود را بهحساب تأمین اجتماعی واریز میکنند!! اکنون _نه بهعنوان یک روزنامهنگار بلکه بهعنوان یکیاز اعضای خانوادهی تأمین اجتماعی_ اینسوآل برای بنده پیشآمدهاست که مسؤولان سازمان تأمین اجتماعی، با چهمجوّز یا توجیه اقتصادی، به انتشار این روزنامه دست زدهاند؟!
این روزنامه که فعلن در 24صفحهی اصلی و 16صفحه ضمیمهی تمامرنگی و با کاغذ گرانقیمت منتشرمیشود، بهقیمت 100تومان به خوانندگان عرضهمیشود و _البته بهعنوان کسی که در عرصهی مطبوعات مشغول بهکار هستم_ بهخوبی میدانم اینقیمت، یکدهم هزینهی تمامشدهی هر نسخه از روزنامه، با چنین کیفیّتِ چاپ و تعدادِ صفحات نیست! و البته اگر هزینههای اوّلیهی روزنامه را (که عبارتاز تأمین ساختمان، چینش تحریریه، تأمین چاپخانه و... است) هم بیفزاییم، دستکم برای شروع کار چنینروزنامهیی، چندین میلیارد تومان هزینه شدهاست!! و از آن مهمتر: این روزنامه بهصورت روزانه دستکم 10میلیون تومان ضرر خواهدداد!!! البته این، جوانبِ آشکار قضیه است و همانطور که در ابتدای نوشته آمد: اگر دلیلی قانعکننده و منطقی برای انتشار روزنامهیی ضرردِه، آنهم از پول کارگرانی که بهسختی گذران امور میکنند، وجود نداشتهباشد، فلسفهی انتشار این روزنامه، زیر سوآل میرود و حتی بهلحاظ حقوقی، این حق برای خانوادهی تأمین اجتماعی باقیست تا پیگیر ماجرا باشند.
متأسّفانه آنچه پیداست: این روزنامه، مأموریت حمایت از دولت محمود احمدینژاد را آن هم در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری برعهده گرفتهاست! اینکه آیا روزنامهیی میتواند از محمود احمدینژاد حمایت کند یا نکند کاملن پذیرفتنی و قابلقبول است، امّا هر شخصیّت حقیقی یا حقوقی که بهدنبال حمایت از این و آن است، نمیتواند با پول دیگران _آن هم قشر کارگر_ پیگیر هدف و مأموریتش باشد! چنینافرادی میتوانند روزنامهیی حتّا در 100صفحه منتشر کنند، امّا با پولِ خود و نه پول بیتالمال یا پول کارگران...، و صدالبته بهکار گیری پول کارگران برای اهداف حزبی، خلافِ شعارهای احمدینژاد هم هست؛ چراکه همیشه یکیاز انتقادات [دولت نهم] این بودهاست که: چرا دولتیان تمایل دارند کارهای پرهزینه، ضررده و بدونبازده را بر دوش بیتالمال بیندازند؟! آنگونه که وزیر ارشاد هم به خبرنگاران پارلمانی گفته و معترفشده، این[ها] روزنامهها و نشریاتِ بدونفایده و ضررده هستند! بنابراین، سوال اینست که اگر راهی برای کمکردن نشریات رنگارنگ دولتی وجودندارد، آیا این امکان هم وجود ندارد [تا] از افزایش آن جلوگیری کنیم، بهخصوص اینکه در تجربهی جدید، پای کارگران و بازنشستهگانی در میانست که از ضعیفترین اقشار جامعه بهشمار میآیند.
» ویراسته و آراسته و پارهبرداشتهی ویژهی وبگل
» روزنامهیی با پول کارگران؛ ایرج جمشیدی
» روزنامهی اعتماد؛ شمارهی 1794، سهشنبه، 23مهر 1387 | صفحهی 6(سیاسی)


