اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
«حسین علیزاده؛ نیمای تار ایران»
پارهی دوم
از گذرگاه «وبگلنامهی استاد حسین علیزاده»، 2 شارهی پیشدرآمد و پارهی نخست را خواندهییم، میماند پارهی دوم دستنوشتهی سنگین و رنگین مهمان خوشخوان این وبلاگ، «مینو»خانم، که بازهم به دست ویرایشگر «وبگل» آلودهشده و از سنگینی افتاده!!
...این پارهی دوم هم بهدنبالهی گذشته، چند بخشیست: (5.)راهی و آهی / (6.)میهمانی دستگاهی / (7.)در کرانهی نشر موسیقی هرمس! / (8.)قطرههای آبشار خنیاگر.
:: راهی و آهی ::
خرقهی خونآغشتهی هنرمندان در دشت خونگشتهی دههی 60خورشیدی...؛ راهی نبود تا آهی با ناله سودا شود!
راهی بزن که آْهی، بر ساز ِ آن توانزد؛
شعری بخوان که با با آن (او)، رطل گران توانزد...
بر آستانِ جانان گر سر توان نهادن،
گلبانگِ سربلندی برآسمان توانزد
قدّ خمیدهی ما، سهلت نماید! امّا،
بر چشم دشمنان تیر، از این کمان توانزد...
[مُستَفعِلُن فَعولُن مُستَفعِلُن فَعولُن]
[مَفعولُ فاعِلاتُن مَفعولُ فاعِلاتُن]
» رند شیراز!
» تصنیف: آستان جانان / ناصر فرهنگفر (تنبک)، پرویز مشکاتیان (سنتور) و محمّدرضا شجریان / آلبوم: آستان جانان (بیاتترک، کردبیات، دشتستانی).
نوای نی میطلبید این دشت جدایی... «نینوا» اثری بود بکر و فکورانه تا زمزمهی خاص و عام شود؛ گفتیم زان میانه، «جمشید عندلیبی» جویای نام هم بهرخصت از اساتید، دستی بلندکرد و تا سالها وزنهیی بود در کنار «محمّد موسوی، عبدالنقی افشارنیا، حسن ناهید و... حسین کسایی».
با گذر زمان، از لطف قطعات «نی و ارکستر زهی» حسین علیزاده کاسته نشد و دیگرانی، ازجمله «مجید درخشانی»، فرصت اجرای دیگربار آن را _با تنظیمهای جدید_ دریافتند. امّا تنگی آن عصر، بیشاز این بود تا چنین فرصتهایی باز هم تکرار شود؛ ...سرانجام ِ شجریان هم با انتشار آلبوم «بیداد» به شِکوه و شکایت کشید و... علیزاده از این «انقلاب فرهنگی» بُرید!
:: میهمانی دستگاهی! ::
تابستان سال 1367 با بازگشت به ایران، در آن دمیدهخزان تصمیمگرفت شور شگفتانگیزی بهپا کند... باز هم مبتکرانه و مستانه؛
دگرباره بشوریدم بدان سانم؛ بهجانِ تو،
که هر بندی که بربندی، بدرّانم بهجان تو!
چو چرخم من، چو ماهم من، چو شمعم من ز تابِ تو...
همه عقلم، همه عشقم، همه جانم... بهجان تو!
نخواهم عمر فانی را، تویی عمر عمر عزیز من
نخواهم جان پرغم را، تویی جانم بهجان تو!
[مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن مَفاعیلُن]
» مولوی.
» قطعات آواز «شوریده» و سازوآواز مثنوی آلبوم «شورانگیز» / آهنگساز: حسین علیزاده / همنوازان: گروه شیدا و عارف / آواز: شهرام ناظری.
شورانگیز نخستین اثری بود که مؤسّسهی فرهنگی-هنری «ماهور» منتشرکرد؛ 2نوازی تار علیزاده و «ارشد طهماسبی» و «تابلوی طبیعت بیجان (اثر بهرام دبیری)» روی جلد، از این آلبوم، اثری منحصربهفرد برجای گذاشت.
در این حیرتم که گوشههای موسیقی سراغ حسین علیزاده میروند یا اوست که دستگاهها را به چنین میهمانی «شورانگیز»ی برمیخواند؟! «همایون، بیاتترک، سهگاه، چهارگاه، راستپنجگاه، شور، ماهور، افشاری، ابوعطا و... نوا» هرکدام مشق ساز ِ ما و روزوشبِ آواز ماست. هنرمند اجتماعی یعنی همنوایی... با «بم» در «زمستان»، همراه بزرگمرد آواز ایران، «محمدرضا شجریان»...!
:: در کرانهی نشر موسیقی هرمس! ::
پرندهها،
بهتماشای بادها رفتند...
شکوفهها،
بهتماشای آبهای سفید...
زمین عریان مانده است و
باغ های گمان؛
و یاد مهر ِ تو...
ای مهربانتر از خورشید!
تابستان 1383
حسین علیزاده؛
گفتار درون سی.دی:
«بهتماشای آبهای سپید».
از آندم که سری میان بزرگان موسیقی برآورد، علیزاده طرح نوی «همآوایان» را پیگرفت؛ «افسانه رثایی» را سوار کاروان موسیقی بانوان ایران کرد و تا بیکرانِ دوردست[7]، «بهتماشای آبهای سپید» نشست! پیوند فرهنگی 2خطّهی ایران و ارمنستان، چنین آوازی سرداد؛
وقتی همکاری با «ژیوان گاسپاریان» به من پیشنهاد شد، نگاهم به دوردست خیرهشد و صدای سحرانگیزی مرا بهسوی خود کشاند؛ همان صدای آشنا که حکایت جاودانگی عشق با اوست.
هر نغمه را یادآور میشدیم، برایمان آشنا بود...
چه بنوازیم...؟!
شور؟ دشتی؟ چهارگاه؟ بیات شیراز؟ و یا...؟!
همهی این عناوین، بار زیادی برایمان داشت. گویی از خاطرات سخن میگفتیم؛ از خاطراتی که قرنهاست سرنوشت دو فرهنگ را رقم زدهبود. موسیقی ایران و ارمنستان، زبان مشترکیست که هرعبارت آن برای هر دو ملّت، آیینهیی از تاریخ است.
این کنسرت هدیهییست به ملت ایران و ارمنستان! بهویژه هموطنان ارمنی.
حسین علیزاده
تابستان 1383
گفتار درون آالبوم:
«بهتماشای آبهای سپید».
«نیمای تار ایران» نبض بیتبوتاب موسیقی را دردست داشته و اینبار با بداههنوازی و رقص انگشتان «پزمان حدّادی» اندکغبار رکود را از چهرهی بازار زدود! «آن و آن»[8] تپش حرکت زیبایی بود از این 2هنرمند 2نسل که از سر دیگرگونهگی، «نشر موسیقی هرمس» آنرا تقدیم جامعه داشت!
این مجموعه، ضبط زندهی 2اجرای مستقل بداههنوازی سهتار «حیسن علیزاده»، با همراهی تمبک «پژمان حدادی»، در بهار 1386 است که اجرای اوّل در «آواز دشتی» و اجرای دیگر در «آواز بیات اصفهان»، فضایی انتزاعی[9] را خلقمیکند.
نشر موسیقی هرمس
Hermes Records
بهار 1387.
:: قطرههای آبشار خنیاگر ::
مراد از اینهمه گفتار [که وبگل هم به آن بسیار افزوده!]، سرسامآوردنِ خواننده نبوده که نوشتن دربارهی حسین علیزاده، کاری سهلست و بسی ممتنع! ما آدمیان مدّعی، میپنداریم «میتوانیم»، ولیکن پساز چندی...! البته آثار وی، فارغ از هرگونه معرّفی و ستایشست، با زبانی گویا، آنهمه برجستهگی و برگزیدگی وی در موسیقی ایرانی گواهست.
__ ای غم! رها کن غصّهی خونبار!
چون دشنه در دل مینشیند این سخن امّا،
من دیدهام بسیار مردانی که خود میزانِ شأنِ آدمی بودند؛
وز کبریای روح، بر میزانِ شأنِ آدمی، بسیار افزودند.
__ آری، چنین بودند:
آن زندهاندیشان که دستِ مرگ را بر گردنِ خود شاخ ِ گـُل کردند؛
و مرگ را از پرتگاهِ نیستی تا هستی ِ جاوید، پُل کردند.
ه. ا. سایه (هوشنگ ابتهاج)؛
آواز غم، تهران، 1380،
کتاب: تاسیان.
در زمرهی چنین آدمانیست «حسین علیزاده» که برایم، در اوج دلتنگی، نویدبخش شور و امّید بودهاست و... نگارش این سطور، بهانهیی بود آزادانه، برای امبازییِ[10] دلهای دوستداران، بهمناسبت پنجاهوهفتمین سالروز تولّدش...؛ اِدای دِینی به آبشار روشنگریی هنر موسیقی پارس، او که سرشارست از کهنجویبار خنیاگری!
از واقعهیی تو را خبر خواهمکرد...
وان را به 2حرف مختصر خواهمکرد:
با عشق تو در خاک نهانخواهمشد؛
با مهر تو، سر ز خاک بَرخواهم کرد!
[مَفعولُ مَفاعیلُ مَفاعیلُ مَفاعیل]
» ابوسعید ابوالخیر (قرن 4 و 5).
» مقام ماوراءالنّهر، فرود نوا (همآوایی) / آهنگساز: حسین علیزاده / اجرا: گروه همآوایان (محسن کرامتی، افسانه رثایی، هما نیکنام: آواز / علی صمدپور: دمام / داریوش زرگری: تنبک / حسین علیزاده: تار، تنبور) / مقام: دادوبیداد / آلبوم: راز نو.
/پایان/
..:. پینوشت (3):
[شمارهگذاری این بخش در تمامی پستهای ویژهی استاد علیزاده دنبالهدارد!]
7. «تا بیکران دوردست» اشارهی نگارندهست به نامزدی آلبوم «به تماشای آب های سپید» برای جایزهی «گِـرمی (معتبرترین جایزهی ضبطوپخش موسیقی در آمریکا)»، در سال 2006 میلادی.
8. «آن و آن»، آلبوم جدید استاد علیزاده، که از نظر گشادهگی اجرایی (= فضا)، مشابه «سلّانه» میباشد.
میگویند «آن» در ترادف «فرهی ایزدی» است. برای آشنایی بیشتر مفهوم آن، نگاهی میاندازیم به پارهگفتار دکتر «محمّدرضا خالقی»:
«آن» از اصطلاحات صوفیه است؛ حالت و کیفیتیست ناگفتنی ولی دریافتی، زیبایی درونی و باطنی که قابل وصف نیست. و نیز جاذبهی معنوی که در آن، نکتههای ظریفی است که با اسباب حُسن ظاهری و صوَری، همچون لب و لعل ارتباطی ندارد.
حافظ «آن» را لطیفهیی نهانی دانسته که عشق از او برمیخیزد:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد؛
بندهی طَلعَتِ آن باش که «آنی» دارد...
یا
این که میگویند «آن» خوشتر ز حُسن،
یار ما این دارد و آن نیز هم.
منبع: گاهنامهیی نامعملوم!
9. پارهیی از معانی «انتزاع» در لغتنامهی دهخدا: [عربی / مصدر] بازداشتن و امتناع، برکندن و از جای برکشیدن، دور شدن، واستدن، بازداشتگی، درآوردن جزئی از یک کل.
10. «امباز / انباز / هنباز / همباز» در دستهی واژهگانیست که مفهوم شریک و سهیم را میرساند و در دایرهی اشعار، برای یکتایی و بینیازی به یار خداوندهگار، بسیار میچرخد.
خداوندِ بییار و انباز و جفت،
ازو نیست پیدا و پنهان نهفت.
...
یکینیست جز داور ِ کردگار
که او را نه انباز و نه جفت و یار
[فَعولُن فَعولُن فَعولُن فَعَل= بحر متقارب]
» حکیم فردوسی توسی.
تا عشق بوَد، عقل روا نیست؛ که یزدان،
در مملکت عاشقی، انباز نخواهد!
[مَفعولُ مَفاعیلُ مَفاعیلُ مَفاعیل]
» خاقانی شروانی.
آرزو میکندم در همهعالم صیدی،
که نباشند حریفانِ حسود، انبازم!
[فاعِلاتُن فَعِلاتُن فَعِلاتُن فَعِلُن]
» سعدی شیرازی.
[پایان پارهی دوم وبگلنامه]

![[استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی، پشت جلد آلبوم «آن و آن»؛ عکس: علی بوستان]](http://webgol.blogfa.googlepages.com/WebGol_Hossein.Alizade_08.jpg)


