اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
میان هزارویک گفتار و کرداری که این دو-سهسال، از استاد «محمّدرضا لطفی» سرزد، باری شنیدیم که: در همین سرای بیکسی، سازی را 2نفری مینواختند؛ اینیکی (لطفی) دستهی «تار» میگرفت و آن یار دبستانیاش (حسین علیزاده) «مضراب» میزد! [بهقول عمران صلاحی:] حالا حکایتِ ماست؛ دمادم شهریور و نخستینروزش، 2مناسبت موسیقایی را یکجا جشنمیگیریم!
1. امروز «حسین علیزاده» پا از رودخانهی 56سالهی زندهگیاش بیرون مینهد و آرام-آرام راهی پیرانهسری میشود! این «نیمای تار ایران» آرامنخواهدگرفت مگر نوآوریهایش تهبکشد؛ «همآوایی» که چندصدسال خاموش بود، «وزنشکنی شعر» که کمتر دیدهبودیم، «ساز ایرانی و ارکستر جهانی» هم که بوده، اینجورش نه! میماند «صدای زن»... اگر انقلاب 30سالهی ما باشد نوپا، «آواز ایرانی بانوان» هم از آثار علیزاده پاگرفته! پس نه او را سکوت و خاموشیست، نه سزایش فراموشی...
چو دریا دُرفِشان، از جوش منشین
سخنسرکردهیی، خاموش منشین
به دل گوباش خاشاکی به خاکی؛
چو درکف هست خاکی، نیست باکی!
جهان گر جمله از من رفت، گو رو!
ز مُشتی خاک ریزم طرحش از نو...
غم هر بوده و نابوده تاچند...؟
حکایتگفتن بیهوده تاچند...؟
[مَفاعیلُن مَفاعیلُن فَعولُن]
» میرزانصیر اصفهانی (قرن 12).
» قطعهی دادوبیداد (همآوایی) / آهنگساز: حسین علیزاده / اجرا: گروه همآوایان (محسن کرامتی، افسانه رثایی، هما نیکنام: آواز / علی صمدپور: دمام / داریوش زرگری: تنبک / حسین علیزاده: تار، تنبور) / مقام: دادوبیداد / آلبوم: راز نو.
این «چشمهی جوشانِ خلّاقیّت»، آغاز هزارهی نووارهیی را مژده میدهد که چشم تاریخ، نام «سایه و لطفی و شجریان و مشکاتیان و... فرزندانشان» را همتراز «باربد و نکیسا» میبیند... نیما، کیوان، صبا، کاوه، آوا، تهمورس، امید، حافظ، سهراب، کامبیز، سیاوش و... همایون!
2. این چندشب (31مرداد، 1 ، 3 و 4شهریور)، «گروه دستان» سرگرم نخستین کنسرت مستقل «همایون شجریان» است؛ اجرایی از پیوند 3نسل «کانون فرهنگی چاوش»: تار و کمانچهی «حمید متبسّم و سعید فرجپوری»، همنواز بربتِ باستانی «حسین بهروزینیا»ی جوان میشوند و «پژمان حدّادی و بهنام سامانی» با شیوهی نوینی از سازهای کوبهیی، همراهیشان میکنند. چشمهی اشعار هم از هامونِ غزلّیات «عطّار و مولانا» میگذرد و _چون همیشه_ چندصباحی میهمان باغ شیراز و «سعدی و حافظ» است. 5آلبوم مستقل «همایون شجریان»، نمایانگر علاقهی او به «فریدون مشیری»ست و «محمّدرضا شفیعیکدکنی» هم بهیادگار از پدر، امّا از توده-چگامههای «سیاوش کسرایی» سالیانیست، در موسیقی ایرانی، تصنیف و ترانهی تروتازهیی نیافریدند؛ که عزم «علیزاده» میطلبد و آواز «شجریان» یا ارکستر «فرهاد فخرالدّینی» و تنظیم «حسن یوسفزمانی»!
به من گفتی که دل دریا کن، ایدوست...
همه دریا، از آنِ ما کن، ایدوست...
دلم دریا شد و دادم بهدستت؛
مکش دریا، بهخون پروا کن، ایدوست...
کنار چشمهیی بودیم درخواب،
تو با جامی ربودی ماه از آب؛
چو نوشیدیم از آن جام گوارا:
تو نیلوفر شدی، من اشکِ مهتاب!
تن بیشه پُراز مهتابه امشب...
پلنگ کوهها در خوابه امشب...
بههر شاخی، دلی سامونگرفته...
دلِ من در تنم بیتابه امشب...
[مَفاعیلُن مَفاعیلُن فَعولُن]
» سیاوش کسرایی.
» تصنیف: اشک مهتاب / آواز: محمّدرضا شجریان (سیاوش بیدکانی) / آهنگساز: حسن یوسفزمانی / دستگاه: دشتی (درآمد / بیات راجع / عشّاق).
آنچه _نصفونیمه_ رو به تماشای شماست، حاکی از پراکندهگی احوالِ ماست؛ مشغلهها چنانست برایمان که هنوز «وبگلنامهی حسین علیزاده» بهپایان نرسیده و ویرایش دستنوشتهی زیبای سرکار خانم «مینو» مانده و چند عکس و آهنگ که باید آپلود شود... این شرمندهگی ما را بهبار میآورد امّا چندان طولنخواهدکشید و عهد را وفا میکنیم! از اینسان، منتظر نفسهای گرم شما با بادِ صبا هستیم...
بر اینهمه، مشکلات زار اینترنتی ایران و سرویس نحیف بلاگفا را هم بیافزایید که همچنان ادامهدارد...


