اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
«حسین علیزاده؛ نیمای تار ایران»
پارهی دوم
از گذرگاه «وبگلنامهی استاد حسین علیزاده»، 2 شارهی پیشدرآمد و پارهی نخست را خواندهییم، میماند پارهی دوم دستنوشتهی سنگین و رنگین مهمان خوشخوان این وبلاگ، «مینو»خانم، که بازهم به دست ویرایشگر «وبگل» آلودهشده و از سنگینی افتاده!!
اگر اشارهی کوچکی به دنبالهی نوشتار داشتهباشید، مشتاقانه همنفسیهای گرم ِ شما، خُنُکای روان ماست؛ انتقاد، پیشنهاد و هرچه بادا باد... امّا نوشتار را خواندهباشید! درصورت تمایل به بازنشر یا پیوندرسانی، برابر قوانین وبگلی و وبلاگی، «اجازهی کتبی»، مرسوم و ملزوم است!
...البته این پارهی دوم هم بهدنباله، چند بخش داره: (5.)راهی و آهی / (6.)میهمانی دستگاهی / (7.)در کرانهی نشر موسیقی هرمس! / (8.)قطرههای آبشار خنیاگر.
«حسین علیزاده؛ نیمای تار ایران»
پارهی نخست
نخستین شهریوریی سال 1330 _سالهای اشک و شک، سالهای بادِ بد_ زاده در خیابانهای «سیدنصرالدّین و خیّام» بازار تهران، روزگاری سخت گذراند و بهنداشتنها و ندیدنهایِ داشتنیها و دیدنیهای خوش خطوخال این کَونومکان، سختی کشید... «حسین علیزاده» میدانست این پیشدرآمد یک زندهگی مردمیست؟!
. . .
آنچه میخوانید، ابتدا دستنوشتهیی سنگین و رنگین از مهمان خوشخوان این وبلاگ، «مینو»خانم بود که به دست ویرایشگر «وبگل» هم آلودهشد و از سنگینی افتاد! کمبود جا مجال نمیدهد همهی مطلب یکپست شود، پیشدرآمد را اینجا، پارهی نخست را آنجا و پارهی دوم را دیگرجا خواهیدخواند...!
برگها ورقخورد از دفتر ناکام ایّام و «وبگلنامهی استاد حسین علیزاده» (با یکماه تآخیر) برای زادروزشان آمادهشد!! با اینحال، تاریخ نوشتار را روی همان جشن تولّد تنظیم کردیم!!!
اگر اشارهی کوچکی به دنبالهی نوشتار داشتهباشید، مشتاقانه همنفسیهای گرم ِ شما، خُنُکای روان ماست؛ انتقاد، پیشنهاد و هرچه بادا باد... امّا نوشتار را خواندهباشید! درصورت تمایل به بازنشر یا پیوندرسانی، برابر قوانین وبگلی و وبلاگی، «اجازهی کتبی»، مرسوم و ملزوم است!
«حسین علیزاده؛ نیمای تار ایران»
پیشدرآمد
میان هزارویک گفتار و کرداری که این دو-سهسال، از استاد «محمّدرضا لطفی» سرزد، باری شنیدیم که: در همین سرای بیکسی، سازی را 2نفری مینواختند؛ اینیکی (لطفی) دستهی «تار» میگرفت و آن یار دبستانیاش (حسین علیزاده) «مضراب» میزد! [بهقول عمران صلاحی:] حالا حکایتِ ماست؛ دمادم شهریور و نخستینروزش، 2مناسبت موسیقایی را یکجا جشنمیگیریم!
دنبالهی نوشتار را در دنبالهی نوشتار نوشتهییم...!

![[استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی، پشت جلد آلبوم «آن و آن»؛ عکس: علی بوستان]](http://webgol.blogfa.googlepages.com/WebGol_Hossein.Alizade_08.jpg)
![[محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده؛ سهیار قدیمی شبی در کنار یکدیگر، کنسرت شجریان و گروه شهناز، تابستان 1387، تالار بزرگ کشور، تهران]](http://webgol.blogfa.googlepages.com/WebGol_Hossein.Alizade_05.jpg)
![[استاد حسین علیزاده؛ کنفرانس خبری کنسرت با «گروه همآوایان و مجید خلج»]](http://webgol.blogfa.googlepages.com/WebGol_Hossein.Alizade_01.jpg)



