اَبــَرسامانهیِ اینترنتی ِ گوگل به تازهگی فضایِ میزبانی ِ کاربران ِ خود را جا-به-جا کرده و آشفتهگی ِ ظاهری در نمایش ِ تصویرهایِ وبگل از این روٰ ست. برایِ بارگیری ِ دو بارهیِ عکسها در دامنهیِ تازه و بازسازی ِ چهرهیِ وبلاگ، و نیز پاسخ به کامنت و ایمیلهاتان، بهدنبال ِ فرصتي مناسب ام و ناگزیر از پوزش...
..:. دبير گروه بينالملل روزنامهي اعتماد ملّي درگذشت...
راستي را بوسهي تو بوسهي بدرود بود
بستهشد آغوش تابستان؟ خدايا زود بود!
| زندهياد فريدون مشيري |
...آنهنگام، لبريزي احساس باشد امّا دستِ دل، قلمِ دست را قلم ميكند، اگر دستِ جان، سوگ را بهدستِ قلم سپارد؛ گرچه هيچكدام پرواز را باور نكردهاند و با بهت بغض ميكنند...
در سرد-روزِ تعطيليِ از ديماه شومِ زمستاني (سهشنبه، 18/10/1386) مردي از صحنهي روزگار پركشيد كه نامش را در صفحات "روزنامهي اعتماد ملّي"، بسيار ميديديم. «مهران قاسمي»، "دبير گروه بينالملل" اعتماد ملّي براثر سكتهي قلبي، ميهماني 30سالهاش را بدرود گفت. بيشاز اين سخن نيست؛
اوّل: پرواز ناگهاني روزنامهنگار جوان را به خانواده، دوستان، همكاران و جامعهي روزنامهنگاران تسليّت ميگوييم.
دوم: براي همسر آنمرحوم، سركار خانم «سارا معصومي» آرزوي شكيبايي در زندگي و پايداري در راه پرخاروديوار روزنامهنگاري داريم. بهرسم پيشين اين تارنماي قراضه [وبگل]، قطعهشعري از سايهي بزرگ پيشكش ايشان و همهي دوستداران قلم ميشود بهجاودانگي روزهاي زندگي تمامي بزرگان ديارمان و «هوشنگ ابتهاج»، يادگار سروستان سوختهي شهيداني كه بهسان اين روزنامهنگار جوان، ز سياهمشقهايشان جان دادند.
«شكست»
آسمان زيرِ بالِ اوجِ تو بود،
چون شد اي دل كه خاكسار شدي؟!
سر به خورشيد داشتي و، دريغ
زيرِ پايِ ستم غبار شدي!
. . .
| هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه)، ديِ 1332 |
مراسم تشييع پيكر مهران قاسمي
گروه فرهنگي؛ مراسم تشييع پيکر «مهران قاسمي»، روزنامهنگار امروز ساعت 9 صبح از محلّ روزنامهي "اعتماد ملّي" برگزار ميشود. مرحوم مهران قاسمي روز چهارشنبه در سن 30سالگي بهعلت سکتهي قلبي دارِ فاني را وداعگفت. وي "دبير گروه بينالملل" روزنامهي اعتماد ملّي بود. روزنامهي اعتماد ملّي در "خيابان كريمخان زند، نرسيده به خيابان خردمند" واقع است. ضمناً مراسم ختم مرحوم قاسمي روز شنبه از ساعت 15:30 (سهونيم) در "مسجدالنّبي" در "خيابان کارگر شمالي برگزار ميشود.
مرحوم قاسمي از روزنامهنگاران خوشفکر و آيندهدار جامعهي مطبوعاتي ايران بود که سابقهي همکاري و حضور در روزنامههاي اعتماد، وقايعاتّفاقيه، ياسِ نو و شرق را داشت.
» براي تو؛ پروانهشو...
[سارا معصومي] / [اعتماد ملّي] | ننخستين برف زمستاني ميبارد؛ و من در ذهنم، دوشادوش تو برفبازي ميكنم...
» چشمانم را ديگر نميبندم...
[سيّدمهران قاسمي] / [اعتماد ملّي] | نوشتهاي از «سيّدمهران قاسمي» در سيامين سالروز زندگي...
» ديگر كسي خواب اين روزنامهنگار را نميپريشد...
[مسيح علينژاد] / [اعتماد ملّي] | بخواب مهران، بخواب برادر نازنينم كه اينروزها خوابِ آرام بر تو و كساني كه بيوقفه كار كردهاند و نوشتهاند و انديشيدهاند و بيدريغ بخشيدهاند، حرام بود گويي...
» سيّدمهرانِ "جهان" رفت...
[حجّت سپهوند] / [اعتماد ملّي] | چه باور تلخي، ديگر مهران قاسمي را هرگز نخواهيمديد و درست درهمين لحظههاست كه شاعر با شعرش به سراغت ميآيد و آتشي در وجودت دوباره زبانهميكشد...
» سيّدمهران ما متمايز بود...
[محمّدجواد حقشناس] / [اعتماد ملّي] | سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه بود؟! / ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود...
» سيّدمهران به مرگ لبخند زد...
[هادي حيدري] / [اعتماد ملّي] | ...پتو را از روي صورتش كنار ميزنند. كنج اتاق ايستادهام. بگذاريد چهره او را براي آخرين بار ببينم؛ چهقدر آرام خوابيدهاست. اين حجم شكوهمند، چه صبورانه، مرگ را در آغوش گرفتهاست....
» دريغ...
[سيّدعطاءالله مهاجراني] / [مكتوب] | ...مهران قاسمی سکته کرد و تمام شد. طعم تلخی از مرگ بر زبانم و ذهنم نشست. او تازه در آغاز بود....
مطالب بيشتر و سوگنوشتههاي ديگران را در بخش بايگاني روزنامهي اعتماد ملّي، مورّخ 20/10/1386 مطالعه كنيد.
» بايگاني روزنامهي اعتماد ملّي / مورّخ پنجشنبه، 20 ديماه 1386.
» بايگاني روزنامهي اعتماد ملّي / صفحهي اصلي.
» وبگاه روزنامهي اعتماد ملّي / صفحهي اصلي.
«شكست»
آسمان زيرِ بالِ اوجِ
تو بود،
چون شد اي دل كه خاكسار شدي؟!
سر به خورشيد داشتي و، دريغ
زيرِ پايِ ستم غبار شدي!
ترسم اي دلنشينِ ديرينه
سرگذشت تو هم ز ياد رَود!
آرزومند را غم جان نيست
آه، اگر آرزو بهباد رَود!
» هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه)
تهران، ديِ 1332
» يادگار خون سرو، ص19
و » تاسيان، ص107
» ابتهاج، هوشنگ (ه.ا.سايه، -1306)، "يادگار خون سرو"، به رفيق شهيدم: مرتضي كيوان...؛
انتشارات توس، شعر معاصران (10)؛ چاپّ اول، بهمنِ 1360، تهران.
و » ابتهاج، هوشنگ (ه.ا.سايه،
-1306)، "تاسيان"، شعر نو؛ نشر كارنامه، كارنامهي نشر معاصر ايران (6)؛ چاپّ دوم،
زمستان 1385، تهران.
«آزار»
دختري خوابيده در مهتاب
چون گلِ نيلوفري بر آب
خواب ميبيند
خواب ميبيند كه بيمارست دلدارش
وين سيهرؤيا، شكيب از چشمِ بيمارش
بازميچيند.
مينشيند خستهدل در دامنِ مهتاب
چون شكسته بادبانِ زورقي برآب
ميكند انديشه با خود:
ازچه كوشيدم بهآزارش؟
وز پشيماني سرشكي گرم
ميدرخشد در نگاهِ چشمِ بيدارش.
روزِ ديگر
باز چون دلداده ميمانَد بهراهِ او
روي ميتابد ز ديدارش
ميگريزد از نگاهِ او
باز ميكوشد به آزارش.
» هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه)
» رشت، تيرِ 1330
» تاسيان، صص 64 تا 65
» ابتهاج، هوشنگ (ه.ا.سايه، -1306)، "تاسيان"، شعر نو؛ نشر كارنامه، كارنامهي نشر معاصر ايران (6)؛ چاپّ دوم، زمستان 1385، تهران.
۱۵ديماه ۱۳۱۳
زادروز دردانهي شعر زن
![[فروغ فرّخزاد]](http://bijan.fard.googlepages.com/ForooghFarrokh-Zaad01.jpg)
فروغ فرّخزاد
[وبگل بهروز خواهد شد]
فروغ از زبان:
» زندهياد پرويز شاپور [همسر فروغ؛ طنزپرداز، پيشآور "كاريكلماتور"]
» كاميار شاپور [فرزند فروغ و پرويز؛ ميراثدار عشق و طنز!]
» زندهياد عمران صلاحي [بزرگمرد طنز معاصر؛ گلآقايي ناب، بازگردان زبانبستهها]
+ مرثيهي فروغ و نظرات:
» احمد شاملو (ا.ش.بامداد) [ديگه مجال تعريف نداره!!! پيشگام فرهنگ كوچه]
و . . .
شعر زمستان 1333
مهدي اخوانثالث
| 05:52:10 |
بداههخواني و بداههنوازي
در مقام داد و بيداد
زمستان 1379
كنسرت كاليفرنيا
محمّدرضا شجريان
آواز
حسين عليزاده
تار
كيهان كلهر
كمانچه
همايون شجريان
تنبك و همآواز
. . .
مسيحاي جوانمرد من!
اي ترساي پير پيرهنچركين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آي...
دمت گرم و سرت خوشباد!
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي!
منم من، ميهمان هرشبت، لوليوش مغموم
منم من، سنگِ تيپاخوردهي رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمهي ناجور
. . .
| مهدي اخوانثالث |
| 1333 |
بابانوئل و ارمغان سال ۲۰۰۸ ميلادي...
مركز گفتوگوي تمدّنها توسّط دكتر محمود احمدينژاد منحل شد !
نمايش در اندازهي بزرگتر +
از آنجا كه انحلال، عزل و ...[؟!] و مهرورزي خطّ مشي دولتمردان محبوب كنونيست، و نظر بهاينكه اصلاحات هنوز زندهست! (عليكلّحالٍ واقع، «اصلاحات توحيدي و مهرورزانه» مرادست نه آنكه در تمدّن پيشين جهت امور تجمّلي نظير «گفتوگوي تمدّن روم باستان با رستم دستان» و «بوق آزادي پس از اتمام مكالمه» بههدر ميرفت؛ و فيالواقعاً حال، سياستهاي منشور كورش كبير و خطوط فكري داريوش هخامنشي نيز امروزه خطخطي [ببخشيد!] مورد نقد [البته در نسخ قديم اين نوشتار لغاتي نيامده يا ما نميآوريم، كه ميگويند چنين بوده: "مورد فروش نقد و اقساط..." كه نسخ قديمي امّا معتبر نميباشند] قرار ميگيرد) پس... /خودتون بقيشو بخونيد ديگه!
» نوشتار زير نقليست از:
|
روزنامهي اعتماد / +
دوشنبه، 10/10/1386 / +
شمارهي 1578 / +
صفحهي ايران / +
|
«مرکز گفتوگوي تمدّنها منحل شد»
گروه سياسي؛ مرکز «گفتوگوي تمدّنها» با حکم «محمود احمدينژاد» منحل شد. روز گذشته طي حکمي از سوي رئيسجمهور، «مرکز گفتوگوي تمدّنها» با همهي امکانات و نيروي انساني در «مرکز ملّي مطالعات جهاني شدن» ادغام شد که اين مرکز مستقيماً زير نظر رئيسجمهور فعّاليّت خواهد کرد. احمدينژاد ضمن ادغام اين مرکز، «اسفنديار رحيم مشايي»، رئيس سازمان ميراث فرهنگي که معاونت احمدينژاد را نيز برعهده دارد بهرياست مرکز ملّي مطالعات جهاني منصوب کرد و بهاين ترتيب از اين پس، مرکز گفتوگوي تمدّنها زير نظر احمدينژاد و توسط معاون او اداره خواهد شد؛ مرکزي که در پي پيشنهاد «سيّدمحمّد خاتمي»، رئيسجمهور سابق شکل گرفته بود.
خاتمي در اوّلين سفر خود به آمريکا و سخنراني در «مجمع عمومي سازمان ملل متّحد»، پيشنهاد «گفتوگوي تمدّنها» را مقابل «برخورد تمدّنها» مطرح کرد. پيشنهادي که با استقبال گسترده در خارج از کشور روبهرو شد و استقبال از پيشنهاد رئيسجمهور سابق، نهتنها هجمهي سياسي عليه ايران را تعديل کرد و مراودات سياسي گسترده با ديگر کشورها را بهدنبال داشت، بلکه سال 2001 ميلادي با عنوان «گفتوگوي تمدّنها» نامگذاري شد. در پي استقبال جهاني از اين طرح خاتمي، مرکزي دولتي را در داخل کشور بهاين نام تأسيس کرد تا پيگير مصوّبات باشد؛ «جواد فريدزاده» نيز بهعنوان اوّلين رئيس مرکز بينالمللي گفتوگوي تمدّنها منصوب شد. فريدزاده بعد از مدّتي جاي خود را به «عطاءالله مهاجراني» داد؛ رياست وي نيز ديري نپاييد و در پي استعفاي او، «محمود بروجردي» بهعنوان سرپرست جديد اين مرکز منصوب شد. در ماههاي پاياني رياستجمهوري خاتمي، شوراي عاليِ اداري اين مرکز را به وزارت امور خارجه ملحق کرد. در اين مصوّبه آمده بود:
«تمامي وظايف و مسئوليّتها، نيروي انساني و امکانات مرکز مذکور به وزارت امور خارجه منتقل ميشود و اين مرکز با تشخيص آن وزارتخانه و تاييد سازمان مديريت و برنامهريزي کشور، با يکي از واحدهاي هم سنخ و مشابه ادغام ميشود.»
سيّدمحمّد خاتمي نيز ترجيح داد ادامهي طرح خود را در يک نهاد خصوصي دنبال کند و «NGO»يي را بههمين منظور تأسيس کرد. امّا بهرغم مصوّبهاي که در جلسهي 09/08/1383 در شوراي عالي اداري بهتصويب رسيد و تنها وزارت امور خارجه را به ادغام مرکز گفتوگوي تمدّنها مجاز کرده بود؛ امّا احمدينژاد ترجيح داد اين مصوّبه را ناديده بگيرد و بنابه صلاحديد خود، «مرکز بينالمللي گفتوگوي تمدّنها» را در «مرکز مطالعات جهاني شدن» ادغام کند. مرکزي تازهتأسيس که اطّلاعي از حوزهي فعّاليّت و نحوهي عملکردَش ارائه نشدهاست و مشخّص نيست باتوجّه به اينکه ايران تاکنون موضعي در خصوص جهاني شدن نداشتهاست، اين مرکز چه هدفي را پيش روي خود تعريف کرده است [؟؟؟!!!]. احمدينژاد بدون اينکه توضيحي درباره وظايف اين سازمان جديد بدهد، تنها بهاين نکته اشاره کرده است که «انديشهي ناب توحيدي» را بايد از «مصادرهي فلسفي و سياسي» خارج کرد [!!!؟؟؟]. وي در حکمي که براي رياست اين سازمان تازهتأسيس صادر کرده، تاکيد کرده است:
«بدون ترديد، جريان عمومي تحوّلات، در کلان هستي بر مبناي «انديشهي ناب و بلند توحيدي»، حرکتي پيشرو و روبهکمال است. هرچند گرايشاتي کوتهبين و تنگنظر [!؟] وجود دارد که با ارائهي تصاويري مبهم و تفاسيري نارسا از اين پديدهي متعالي و بالنده، ميکوشد تا مانع از تلألؤ و درخشش آن در نگاه جهانيان گردد و يا بهزعم خود، بهمصادرهي «فلسفي-سياسي» آن دست زده، به مثابهي رکني از ايمان به حقيقت، هدف مداري آفرينش؛ بايد اين فرآيند درخشان مبتني بر اصل «همافزايي جهاني» را لازمهي ضروري خلقت حکيمانه دانسته و در راستاي تحقّق ظرفيّتهاي بينهايت، براي رسيدن انسان و جهان به کمال ارزيابي کرد.»
احمدي نژاد جهاني شدن را بهمفهوم همايش همگاني همهي ظرفيّتها دانست و يادآور شد:
«اگرچه به ظرفيّت از تماميّت مطلق، منافع همهي ملّتها و آحاد انسانها را جانبدار است، لکن نبود بستري مناسب براي شکلگيري شرايط لازم و کافي در جهت تحقّق ابعاد وسيع و پردامنهي آن، چهبسا به تزاحمات و چالشهاي بزرگ انجاميده و هزينهکردهاي سنگيني را براي جامعهي انساني بهدنبال آورد.»
وي در پايان، همهي دولتش را به همکاري با اين سازمان مُلزم کرده امّا معلوم نکردهاست هدفش از تأسيس سازماني در راستاي حمايت از جهاني شدن چيست [...؟؟؟!!!].
مژده ايدل كه دگر باد صبا باز آمد
وبگل پرخبر از طـرف سبا باز آمد

![[چهرهي «سيّدمهران قاسمي»، روزنامهنگار و دبير گروه بينالملل روزنامهي اعتماد ملّي / ظرح: بزرگمهر حسينپور، اعتماد ملّي. | اشارهكنيد بهنمايش دراندازهي واقعي]](http://bijan.fard.googlepages.com/GHaasemeeSayyed_Mehraan_A003.jpg)
![[تصوير آخرين شمارهي روزنامهي اعتماد ملّي / مورّخ 20/10/1386 | اشارهكنيد گشودن صفحات PDF اين شماره.]](http://bijan.fard.googlepages.com/EtemaadeMellee_01.gif)
![[چهرهي سايه (هوشنگ ابتهاج) در منزل شخصي، 1385؛ عكس از رضا معطّريان، ويژهنامهي روزنامهي شرق: سايهي ابتهاج | اشاره كنيد بهنمايش در اندازهي واقعي]](http://bijan.fard.googlepages.com/Saaye_EbtehaajHooshang_A007.jpg)
![[چهرهي سايه (هوشنگ ابتهاج)؛ از فخرالدّين فخرالدّيني، كتاب تاسيان | اشاره كنيد بهنمايش اندازهي واقعي]](http://bijan.fard.googlepages.com/Saaye_EbtehaajHooshang_A004.jpg)


![[كاريكاتور: بابانوئل و مركز گفتوگوي تمدّنها!؛ از كيوان زرگري / پرشينكارتون]](http://bijan.fard.googlepages.com/Caricature_2008GoftoGooye.jpg)


